حسن سيد اشرفى
497
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
458 - نظر صاحب فصول نسبت به جواب خودش به محقّق شريف در اينكه مىپذيريم كه مصداق شىء در معناى مشتقّ لحاظ شده ولى انقلاب قضيّهء ممكنه به ضروريّه نمىشود چيست ؟ ( لكنّه قدس سره . . . و فيه نظر ) ج : مىفرمايد : صاحب فصول به جوابى كه به محقّق داده است مبنى بر اينكه اگر بپذيريم شقّ دوّم را كه مصداق شىء معتبر در معناى مشتقّ بوده باز هم ادّعاى انقلاب محقّق شريف وارد نبوده با عبارت « فيه نظر » اشكال كرده و پذيرفته است ؛ اگر مصداق شىء ، معتبر در معناى مشتقّ باشد ادّعاى انقلاب محقّق شريف وارد مىباشد . 459 - اشكال صاحب فصول به جواب خودش به محقّق شريف چيست ؟ ( لانّ الذّات . . . كاتب بالضّرورة ) ج : مىفرمايد : صاحب فصول در جواب به شقّ دوّم از كلام محقّق شريف گفت : مىپذيرم مصداق شىء ، معتبر در مفهوم مشتقّ بوده ولى انقلاب قضيّهء ممكنه به ضروريّه پيش نمىآيد در اينجا به جواب خودش اشكال كرده و مىفرمايد : اينكه در قضيّهء « زيد كاتب » گفته شد اگر مصداق شىء ، معتبر در مفهوم مشتقّ باشد در واقع محمول « كاتب » تحليل مىشود به « ذات له الكتابة » . يعنى ذاتى كه متّصف و مقيّد به كتابت است . حال در اينجا ذات يعنى « زيد » كه مقيّد به وصف كتابت شده حال چه به صورت بالقوّه مقيّد باشد يعنى
--> - فارابى عبارت از قضيّهء ممكنه يعنى « الانسان انسان ثبت له الانسانية بالامكان ناطق » مىباشد . در نتيجه ، قضيّهء « الانسان ناطق » با توجه به عقد الحمل و عقد الوضع و با توجه به اينكه اوصاف و قيود قبل از علم به آنها خبر بوده در نزد شيخ الرئيس و فارابى چنين است : شيخ الرئيس : 1 - « الانسان انسان ثبت له الإنسانيّة بالفعل انسان » 2 - « الانسان انسان ثبت له الانسانيّة بالفعل ثبت له النّطق » . فارابى : 1 - « الانسان انسان ثبت له الإنسانيّة بالامكان انسان » . 2 - « الانسان انسان ثبت له الانسانيّة بالامكان ثبت له النّطق » . كه در هر دو مورد ، قضيّه اوّلى عبارت از قضيّه ضروريّه و دوّمى قضيّهء ممكنهء مىباشد .